در کدام برهه از زمان تو را گم کرده ام که چشم هایم دیوانه وار به دنبال تو می گردند ...
دور م از تو اما عجیب است که نامت سال هاست که به گوشم آشناست ... مثل یک آشنای قدیمی ... مثل یک نگاه مهربان
شبیه نگاه های مهربان پدربزرگ ... که دیوانه وار چندسالیست حسش نکرده ام ... دورم از تو اما به گمانم جایی با تو بوده ام
جایی با تو بوده ام و با تو بی فاصله قدم زدم .!.. انگار جایی با تو بوده ام و تو دست هایم را صمیمانه گرفته باشی!
دورم از تو اما انگار جایی کنارت زندگی کرده ام ... دورم از تو اما انگار جایی عهدی با تو بسته بودم ... عهدی شبیه دوستی
شبیه دوستی های پایدار وشیرین کودکی ... عهدی که تنها با تو باشم ...دورم از تو اما انگار جایی نه چندان دور
و زمانی نه چندان دیر نزدیکت بوده ام ...
دورم از تو اما انگار برای مدتی کوتاه دور شده ام و تو به چشم انتظار من نشسته ای ...
دورم از تو اما انگار صدایت را نزدیک تر و آشنا تر از صدای خودم می شنوم! و تو را نزدیک تر از تمام نزدیکانم می بینم ...حتی نزدیک تر از خودم
دورم از تو اما انگار فاصله مان در حد دمی یا بازدمی هم نباشد ... دورم از تو ... اما حس می کنم می خوانی مرا ...
به شیوه ای که هیچ کس مرا تا کنون نخوانده ...می خوانی مرا به سویت .. آرام و مهربان ... و من در هاله ای از مه صدایت را می شنوم
و هربار به قصد تو رهسپارت می شوم اما نمی دانم چرا هربار میان راه می مانم و صداهای دیگری توجه من را جلب می کنند
و از شنیدن صدای تو غافل می شوم ...
صداهایی که هیچ کدام مهربان نیستند مانند صدای تو ... و هر بار پشیمان زده باز می گردم ...
مهربانم یادم بده هیچ کس جز تو با من مهربان نیست ... یادم بده به سمت تو بیایم ... و این بار تمام راه با من همراه شو تا در بین راه به دنبال دیگری نروم ...
دورم از تو ... اما انگار روزگاری آشنا بوده ام با تو ... روزگاری نه چندان دور ... دورم از تو ... اما انگار نه چندان دیر به سمتت می آیم ...
پ.ن: از ازل پر تو حسنت ز تجلی دم زد / عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد
++ نگذار فاصله بیفتد بین من و تو ... وقتی بدون تو نیستم در بین ما "فاصله" معنایی هم دارد؟!
+++یار ما عشقست و هر کس در جهان یاری گزید / کز الست این عشق بی ما و شما مست آمدست
*شادی روح تمام رفتگان مخصوصا بابابزرگ خوبم که دوسال پیش در یکی از روزهای بارانی آذر تنهایمان گذاشت :( هم فاتجه ای قرائت کنید ...

دور م از تو اما عجیب است که نامت سال هاست که به گوشم آشناست ... مثل یک آشنای قدیمی ... مثل یک نگاه مهربان
شبیه نگاه های مهربان پدربزرگ ... که دیوانه وار چندسالیست حسش نکرده ام ... دورم از تو اما به گمانم جایی با تو بوده ام
جایی با تو بوده ام و با تو بی فاصله قدم زدم .!.. انگار جایی با تو بوده ام و تو دست هایم را صمیمانه گرفته باشی!
دورم از تو اما انگار جایی کنارت زندگی کرده ام ... دورم از تو اما انگار جایی عهدی با تو بسته بودم ... عهدی شبیه دوستی
شبیه دوستی های پایدار وشیرین کودکی ... عهدی که تنها با تو باشم ...دورم از تو اما انگار جایی نه چندان دور
و زمانی نه چندان دیر نزدیکت بوده ام ...
دورم از تو اما انگار برای مدتی کوتاه دور شده ام و تو به چشم انتظار من نشسته ای ...
دورم از تو اما انگار صدایت را نزدیک تر و آشنا تر از صدای خودم می شنوم! و تو را نزدیک تر از تمام نزدیکانم می بینم ...حتی نزدیک تر از خودم
دورم از تو اما انگار فاصله مان در حد دمی یا بازدمی هم نباشد ... دورم از تو ... اما حس می کنم می خوانی مرا ...
به شیوه ای که هیچ کس مرا تا کنون نخوانده ...می خوانی مرا به سویت .. آرام و مهربان ... و من در هاله ای از مه صدایت را می شنوم
و هربار به قصد تو رهسپارت می شوم اما نمی دانم چرا هربار میان راه می مانم و صداهای دیگری توجه من را جلب می کنند
و از شنیدن صدای تو غافل می شوم ...
صداهایی که هیچ کدام مهربان نیستند مانند صدای تو ... و هر بار پشیمان زده باز می گردم ...
مهربانم یادم بده هیچ کس جز تو با من مهربان نیست ... یادم بده به سمت تو بیایم ... و این بار تمام راه با من همراه شو تا در بین راه به دنبال دیگری نروم ...
دورم از تو ... اما انگار روزگاری آشنا بوده ام با تو ... روزگاری نه چندان دور ... دورم از تو ... اما انگار نه چندان دیر به سمتت می آیم ...
پ.ن: از ازل پر تو حسنت ز تجلی دم زد / عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد
++ نگذار فاصله بیفتد بین من و تو ... وقتی بدون تو نیستم در بین ما "فاصله" معنایی هم دارد؟!
+++یار ما عشقست و هر کس در جهان یاری گزید / کز الست این عشق بی ما و شما مست آمدست
*شادی روح تمام رفتگان مخصوصا بابابزرگ خوبم که دوسال پیش در یکی از روزهای بارانی آذر تنهایمان گذاشت :( هم فاتجه ای قرائت کنید ...

- ۹۳/۰۹/۱۰