به وقت اردیبهشت

من همه تو ، تو همه تو ، او همه تو ، ما همه تو...

به وقت اردیبهشت

من همه تو ، تو همه تو ، او همه تو ، ما همه تو...

به وقت اردیبهشت

*هو الانیـــــــس*

پروردگارت نه رهایت کرده و نه تو را فراموش کرده...

(سوره ی ضحی آیه ی 3)

الحمدلله


من بودم و چشمان تو ... نه آتشی و نه گلی









محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
  • ۲۶ مهر ۹۴، ۱۷:۱۶ - فاطمه نظری
    عاالی
نویسندگان
  • ۵
  • ۰

علی کوچک

پدر تو را بالای دست می گیرد

و تو میخندی

خندیدنت همه جا را پر از عطر خدا می کند

 انگشتان کوچکت  را دور دست های پدر حلقه می کنی

و  بیعت می کنی با پدر

که تا آخر هستی


تا رفتن  جان کوچکت ...


و قلب کوچکت تندتر از همیشه می زند

 قلب کوچکت چقدر بی تاب پرکشیدن  و رفتن است ...

علی کوچک پدر

جای خالی تو   بیش تر از همه در خیمه ها حس می شود ...


پ.ن: بای ذنب قتلت ...

++  یکی از عزیزانم   از نطر روحی بسیار ناراحت  است...به شدت به دعای شما عزیزان محتاجم... 
+++ اللهم اجعل عاقبت امورنا خیرا :(



  • ۹۳/۰۸/۰۸
  • ن.ب

نظرات (۹)

  • مدیون زهرا سلام الله علیها
  • سلام خواهرم.
    امدیم برای عرض ادب...سلامت و تندرست باشید.
    موفق و خداوند گار.یاحق*
    پاسخ:
    سلام
    ممنون :*
  • محمدرضا فلاح
  • سلام
    إن شاء الله مشکلشون حل میشه
    قرائت و فهم قرآن امید دهنده ست
    در پناه حق
    پاسخ:
    سلام 
    ممنون
  • هـــــدى ...
  • ســـلام ...


    یـــــاس نبــــى بـا 【 هــُشـــدار ای مـســـلمــان !  بــــروز میــباشـد ...

    منتــــطر حضـــور ســـبزتــان هســــتیم ...

    التـــــــمــاس دعـــــــای فــــــــــــــرج + شــــــهــادتـــــــــــــ ...

    یـاعــــــــلـى ...
    پاسخ:
    سلام
  • کمی بودن ...
  • همچوعلی اصغرباش درجواب هل من ناصرامامت....اگرچیزی هم نداری...فریادکه داری..!

    مشک بر دوش سوی علقمه رفت، تا که شق‌القمر نشان بدهد 

    تا که چشمش هزار معجزه را، بین خوف و خطر نشان بدهد

    شیهه در شیهه اسب وگرد وسوار،آسمان مکث کرده تا چه کند؟

    خیمه در خیمه گریه می شنود ، آب را شعله ور نشان بدهد؟!

    مشک لب‌تشنه گرم زمزمه شد، گریه‌های رقیه در گوشش

    تا که یک دشت لاله‌عباسی، غرق خون جگر نشان بدهد

    قبضه ی ذوالفقار در مشتش، خشم دریاست در سر انگشتش

    کربلا قلعه قلعه خیبر شد، رفت مثل پدر نشان بدهد

    با خودش فکر می‌کند که فرات، عطش باغ را نمی‌فهمد

    می‌رود معنی شکفتن را، فوق درک بشر نشان بدهد

    همه ی خشم خونفشان علی، در صدایش وزیده، می‌خواهد

    خطبة شقشیقه‌ای دیگر،‌ با رجز‌ها مگر نشان بدهد

    ساعتی بعد آفتاب گرفت، لحظة بعثتی شگفت آمد

    سوره‌ای قطعه قطعه در دستش، رفت شق‌القمر نشان بدهد
  • خادم الرضا
  • مشکلات را با دست کوچکش باز می کند
    در خدمتیم
    حق
  • وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
  • یکی از دوستان نوشته بودن 
    حضرت علی اصغر بزرگ مرد کربلاست!!

    :(
    ان‌شاالله که مشکلشون حل می‌شه...
    یا حق
    پاسخ:
    ممنون
  • سید محمد رضی زاده
  • تا نفسی چاق کند حرمله
    نوبت اصغر است
    که گلویی تازه کند...

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">